سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
160
تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )
كه ما از اين نوع رفتار خون خواهيم دوشيد و به دنبال آن پشيمان خواهيم شد ! « 1 » » . ( 1 ) قرشى از قول محمد بن عمران و او از ابراهيم بن سعيد به نقل از ابن خطّاب از عمرى و او از سويد بن غفلة نقل كرده ، مىگويد : روزى بر على ( ع ) وارد شدم ديدم در خانهاش جز بورياى كهنهاى كه آن حضرت روى آن نشسته چيزى نيست عرض كردم : يا امير المؤمنين شما فرمانروا و حاكم مسلمين هستيد و بيت المال در اختيار شماست و مردم دسته دسته به خدمت شما مىآيند در حالى كه جز اين بوريا چيزى در خانهء شما نيست ، فرمود : « اى سويد ! انسان عاقل با وجود اين كه سراى جاودانى پيش روى وى است ، اين سراى گذرا را آباد نمىكند ، ما كالاى خود را به آنجا منتقل كردهايم و ما را نيز در آينده نزديك بدان جا مىبرند ! » سويد مىگويد : به خدا سوگند كه سخن او ما را به گريه در آورد . ( 2 ) احمد در كتاب « الفضائل » از قول وكيع و او از مسعر به نقل از ابى بحر از قول يكى از بزرگانشان نقل كرده ، مىگويد : على ( ع ) را در حالى ديدم كه جامهء خشنى بر تن داشت ، عرض كردم : اين چه لباسى است ؟ فرمود : « اين را به پنج درهم خريدهام و هر كس يك درهم سود بدهد به او مىفروشم » و مىگويد : على ( ع ) عبايى بر تن مىپوشيد و ميان آن را با كمربندى مىبست و شترش را خود روغن مىماليد در حالى كه آن روز خليفهء مسلمين بود . ( 3 ) و نيز احمد در كتاب « الفضائل » به اسناد خود از ابن عبّاس نقل كرده ، مىگويد : روزى بر آن حضرت وارد شدم در حالى كه پارگى كفش خود را مىدوخت ، عرض كردم : قيمت اين كفش چقدر است كه شما آن را مىدوزيد ؟ فرمود : « به خدا سوگند كه اين كفش در نزد من از دنياى شما - يا حكومت بر شما - محبوبتر است مگر اين كه حقى را استوار گردانم و يا باطلى را براندازم » « 2 » سپس فرمود : « رسول خدا ( ص ) خود كفش و جامهاش را وصله مىزد و به الاغ سوار مىشد و يكى را پشت سرش سوار مىكرد » ابن عبّاس مىگويد : امير المؤمنين ( ع ) مدت پنج سال در كوفه اقامت داشت ولى از خوراك آنها نخورد و چيزى جز آنچه از مدينه
--> ( 1 ) در خطبهء 55 ، نهج البلاغه دو فعل جملات اخير مخاطب آمده است - م . ( 2 ) در نهج البلاغه خطبهء 33 ، اين قسمت آمده است با اين تفاوت كه ابن عبّاس مىگويد : در مسير بصره به ذىقار رسيديم در آنجا ديدم امير المؤمنين ( ع ) كفش خود را مىدوخت ، فرمود : قيمت اين كفش چند است ؟ - م .